فاطمه جان احمدى
52
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
همه پيچيدگىها ، ظرايف و جهانشمولى دين اسلام را - به عنوان دينى الهى - در خود دارد . بدين ترتيب تمدن اسلامى داراى همه ويژگىهاى تمدن الهى در چارچوب آموزههاى قرآنى و متكى بر سنت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله است و مؤلفههاى آن دين ، اخلاق ، علم ، عدالت ، قوانين ، مقرّرات ، اصول دينى و . . . است ؛ چنان كه مدينةالنبى ، شهر نوبنياد پيامبراكرم صلى الله عليه و آله بر اساس همين اركان استوار شد و تمدنى را ايجاد كرد كه مبانى آن قرآنى و نبوى بود . در آن مدينه فاضله ، انسان موجودى برگزيده مىنمود كه در مقام « خليفة الله » وظايف خطيرى را بر عهده داشت و در تكاپوى رسيدن به « قرب الى اللّه » و رضايت خدا همه مراحل رشد و تعالى را با تمسك به قوانين الهى و سنت نبوى طى مىكرد . فتوحات اسلامى به رويارويى جهادگران مسلمان با مردمان ساير نواحى چون ايران ، شام ، شمال آفريقا ، مصر و اندلس انجاميد . در نتيجهء گسترش ارضى و توسعه مناطق تحت نفوذ خلافت اسلامى ، بيشتر مؤلفههاى تمدن تغيير كرد و اسلام با اصولى تغييرناپذير و فروعى منعطف ، در سرزمينهاى فتحشده پرورش يافت . حاصل اين برخورد و آميختگى اسلام با ساير فرهنگهاى ملل مختلف ، تمدنى با ارزش بود كه سرآغاز آن در مدينةالنبى بود ، اما در سرزمينهايى چون ايران ، بينالنهرين ، شام ، مصر و اسپانيا باليد . با اين بيان مىتوان به طور كلى تمدن اسلامى را اينگونه تعريف نمود : تمدن اسلامى با اساس نگرش توحيدى ، تمدنى است ايدئولوژيك با مجموعهاى از ساختهها و اندوختههاى معنوى و مادى جامعه اسلامى كه انسان را به سوى كمال معنوى و مادى سوق مىدهد . مقصود از « ساختهها » ، آن بخش از حيات تمدنى است كه در شرايط عادى در جامعه وجود ندارد و انسان آن را مىسازد . مراد از « اندوختهها » نيز آن چيزى است كه از انباشتن تجربهها و دادهها ، دانشها ، قراردادها و اختراعات گذشته جوامع بشرى ، تحت نفوذ حكومت اسلامى به جامعه اسلامى به ميراث رسيده است . بنابراين فرهنگ و تمدن اسلامى مجموعهاى از همه آداب و رسوم ، اعتقادات و باورها ، سنن ، معارف ، علوم اسلامى و ذخاير مشترك مادى و معنوى است كه در ميان ملتهاى مسلمان وجود دارد . « 1 »
--> ( 1 ) . بنگريد به : على شريعتى ، تاريخ تمدن ، ج 1 ، ص 5 و 6 .